| تعداد بازديد تا كنون: 12053 بار |
بدل: |
بدل:
| «بدل» اسم جامدي است که بعد از اسم ديگري بيايد و توضيحي دربارهي آن بدهد و فعل به آن نه به اسم پيشين، نسبت داده شود. اسم پيشين را که بدل دربارهي آن توضيح ميدهد «مبدلٌمنه» ميگويند، مثال: | قرأتٌ الکتابَ نصفَهُ (نصف کتاب را خواندم) | در مثال بالا «نصفَ» براي «الکتابَ» بدل است، زيرا دربارهي آن توضيح دهد و فعل «قرأتُ» در حقيقت به «نصفَ»، نه به «الکتابَ» نسبت داده شده است. يعني گويا کلمهي «الکتابَ» وجود ندارد و اصل جمله چنين است: «قرأتُ نصفَ الکتابِ»
| | بدل گاه مساوي با مبدل است، گاه جزء آن است و گاه از لازمههاي آن است. قسم اوّل را «بدل کل از کل»، قسمت دوم را «بدل جزء از کل» و قسم سوم را «بدل اشتمال» ميگويند. | مثال 1: جاء صديقُکَ عليٌ | در جمله، «عليٌ» بدل کل از کل براي «صديقُ» است، زيرا «علي» همان «صديق» است هر دو يکي هستند. | مثال 2: قرأتُ الکتابَ نصفَه
| در اين مثال «نصفَ» بدل جزء از کل براي «الکتابَ» است، زيرا نصف کتاب جزء آن است.
| مثال 3: سُرق البيتُ أثاثهُ | در اين جمله «أثاثُ» بدل اشتمال براي «البيتُ» است، زيرا اثاث نه خود خانه و نه جزء آن استف بلکه لوازم آن است «خانه ظرفي براي اثاث است». |
|
براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست،
عضو
پارسي تست شويد.