| تعداد بازديد تا كنون: 11462 بار |
صفت ( نـَعـْت) |
صفت (نَعْت) | صفت يا نعت لفظي است که چگونگي اسم پيش از خود را بيان مي کند اسمي که صفت درباره آن توضيحي مي دهد «موصوف» ناميده مي شود. | «انواع صفت» | 1) مفرد: منظور از «مفرد»اسمي است صفت اگر مفرد باشد، مشتق است؛ مانند «عالمٌ» در مثال ياد شده. | نکته: | اسم جامد مي تواند صفت باشد مشروط به اين که بتوان اسم مشتقي را جايگزين آن کرد، يعني بتوان جامد را به مشتق تأويل نمود. مثال: | شاهدتُ رجلاً أسداً: شاهدتُ رجلاً شجاعاً | در اين مثال از آنجا که از «أسداً» معناي «شجاعاً» داده شده است و «شجاعاً» مشتق (صفت مشبهه) است، مي تواند براي «رجلاً» صفت محسوب شود. | 2) جمله: اگر بعد از اسم نکره جمله اي (اسميه يا فعليه) در توضيح آن بيايد آن جمله، صفت خواهد بود. (جمله وصفيه) مثال: |  | در اين مثال، جمله ي اسميه «اخلاقهُ حسنةٌ» صفت و «صديقاً» موصوف است، از اين رو جمله اسميه محلاً منصوب است. | 3) شبه جمله: اگر شبه جمله اي (ظرف يا جار و مجرور) بعد از اسم نکره اي بيايد و آن را توضيح دهد، آن شبه جمله، صفت خواهد بود. مثال: |  | صفت حقيقي و سببي | صفت اگر چگونگي خود موصوف را بيان کند، به آن «صفت حقيقي» گويند و اگر چگونگي اسمي را بيان کند، که نسبتي با موصوف داشته باشد، «صفت سببي» ناميده مي شود. | «ويژگي هاي صفت حقيقي» | صفت حقيقي در چهار چيز تابع موصوفش است: اعراب، جنس (مذکر يا مونث بودن)، عدد (مفرد يا موثني يا جمع بودن) و معرفه و نکره بودن | «ويژگي هاي صفت سببي» | صفت سببي در اعراب و معرفه يا نکره بودن تابع اسم قبل از خود از جهت عدد هميشه مفرد است و در جنس (مذکر يا مونث بودن) تابع اسم بعد از خود است. |
|
براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست،
عضو
پارسي تست شويد.