| تعداد بازديد تا كنون: 11862 بار |
انواع ترکیب - 3 |
|
اگر در روي سطح کاغذي که در اختيار داريم، يک نقطه ايجاد نماييم، تمام توجه به آن نقطه معطوف ميگردد. اين نقطه به تنهايي با کل سطح کاغذ در تناسب است.
|  | حال اگر دو نقطه در سطح کاغذ ايجاد کنيم هر دوي آنها تلاش بيپاياني براي جلب توجه به وجود ميآورند. اين دو مثال ساده اساس ترکيبهاي «متمرکز» و «غير متمرکز» را مشخص ميدارند. |  | در برخي از ترکيبها شاهد نوعي از ترکيب «متمرکز» هستيم که فقط يک يا چند عنصر هستهي اصلي آن را تشکيل داده است. چنانچه عناصر ديگري نيز در تابلو وجود دارند، همه در جلب توجه بيننده به نقطهي مورد نظر عمل مينمايند. اين نوع ترکيب به ويژه در دورهي انسانگرايي رنسانس، که انسان مرکز ثقل هر انديشه و بينش فرهنگي بود، مورد استفاده بسيار قرار گرفت. در تابلوهاي اين دوره، انسان در مرکز ترکيببندي قرار داشت و ديگر عناصر تشکيل دهندهي اثر، همه در جهت جلب توجه بيننده به ان (انسان) عمل مينمودند.
| در ترکيبهاي «غير متمرکز» عناصر گوناگون، انسان، طبيعت، و اشياء در چندين نقطهي اثر پراکنده ميشوند و هر کدام به نوبهي خود در ساختار کلي اثر نقش تعيين کنندهاي دارند. چشم در اين قبيل آثار در نقطهاي مشخص ثابت نيست و در سرتاسر نگاره گردشي موزون دارد. بيننده در اين قبيل آثار به تجربهي کم نظيري از نور و رنگ هدايت ميشود که در ديگر آثار کمتر شاهد آن بوده است. | از نمونههاي مشخص اين نوع ترکيب، نگارگري سنتي ايران است. نگارگري سنتي ايران داراي حرکت است. از سطحي به سطح ديگر و از وراي همين حرکت است که وجد عارف منشانهاي در بيننده به وجود ميآورد. نقاش قهوهخانهاي نيز که ارائهي منطقي همان جهانبيني است، بيننده را با خود در سطوح مختلف اثر به گردش واميدارد، و با هر حرکت، حکايت تازهاي روايت ميکند.
| از مشخصترين ترکيبهاي متمرکز نقاشي ديواري لئوناردو داوينچي (1519-1452) از آخرين شام مسيح (ع) است. | | نوعي از ترکيب است که با شکل دوراني، حلزوني شکل پديد ميايد و بيشتر در نگارگري ايراني استفاده ميشود. |  | | ترکيبهاي مواج در اينجا به دو صورت معرفي ميگردند: نخست ترکيبهاي مواجي که معرف التهاب و اضطراب درونند، مانند آثار ونسان وانگوگ و ديگري ترکيبهاي مواجي که به نظمي موزون و حساب شده نزديک شده و هيولاي درون به نظمي هندسي فرجام يافته است. نظير آثار هنرمند معاصر بريچيت رايلي، در ترکيبهاي مواج وانگوگ شور جنون آساي هنرمند که در سراسر منظره پخش شده است. هرگونه قاعده ترکيب بندي کهن را درهم ميشکند و همهي خطهاي ميسر را در تودهي گردان پويايي که نماد جذب کامل هنرمند در دل طبيعت است در هم ميپيچد. | برعکس در آثار بريژيت رايلي حرکت موجگونهي زمان به قالب نظم بسيار دقيق و معقولي در مي آيد و نوعي ديگر از حرکت و زمان در تصوير معرفي ميگردد. |  | | در «ترکيب منتشر» فضا به مفهوم نيوتن خود که همه چيز را به صورت توپر، ايستا و غير قابل نفوذ و لايتغير معرفي ميکند، مطرح نيست. بلکه در اين نوع ترکيب، فضا به مفهوم تداوم زمان و فضا نزديک و در کل تصوير تبيين ميگردد. | در «ترکيب منتشر» نقطهي عطف، فضاي مثبت و منفي، نور متمرکز، ايستايي و ... جايي ندارد و به عوض، تداوم گسترش، استمرار و پويايي جايگزين آن شده است. از نوع «ترکيب منتشر در نگارههاي سنتي ايران، نقاشيهاي خاور دور و در آثار نقاشان معاصر نظير تورس کارسيا، ژان بازن و پيتريانگ ميتوان سراغ کرد. |  |
|
براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست،
عضو
پارسي تست شويد.