| تعداد بازديد تا كنون: 12717 بار |
هنر صدر مسیحیت |
هنرصدر مسيحيت يا روم متأخر به دو دوره تقسمي ميشود:
| 1- قبل از رسمي شدن
| 2- بعد از رسمي شدن
| 1) قبل از رسمي شدن: هنر اين دوره به صورت مخفيانه ميباشد داراي دو شاخه ميباشد.
| الف- معماري: نوعي دالانهاي زيرزميني يا مقابر دخمهاي که کاتاکوکب نام دارد و اينها نخستين نمونهي معماري مسيحي ميباشند.
| کاتومبها براي دو زمينه ساخته ميشود:
| 1- به منطور کليسا: بهترين نمنه کاتاکومب شهر روم.
| 2- به عنوان مقبره
| ب- نقاشي: براي تزئين کاتاکومبها از نقاشي استفاده ميشود. تکنيک اين نوع نقاشيها فرسک ميباشد. موضوع نقاشيها داستانهاي کتاب عهد عتيق يعني تورات و عهد جديد يعني انجيل ميباشد. در اين نقاشيها مسيح در هيبت يک چوپان است و از همان وسيلهي مصلوب کردن که صليب نام دارد و چليپا نيز ناميده ميشود در دست دارد.
| 2- بعد از رسمي شدن: مربوط به هنر بيزانسي ميشود.
| روکوکو: در نيمهي دوم قرن 18م با عدم تمرکز اشراف به مرکزيت فرانسه جرياني در هنر شکل گرفت. به نام Rosallie به معناي سنگ ريزه شکل گرفت.
| نظريه پرداز و تئوريسن هنر روکوکو: لوپوتر که بعدها تفکر لوپوتر توسط نيکا پنيتو ارائه شد و در معماري به کار گرفته شد. بعدها توسط آنتوان و اتو تفکرات اين نظريه پرداز وارد نقاشي شد. وي اولين کسي که در سبک روکوکو کار کرد. (واتو)
| از ويژگيهاي تجسمي هنر روکوکو:
| 1- افراط در تزئينات و تجملات
| 2- رنگارنگ پر نقش و نگار
| 3- استفاده از خطوط رقصان و مواج و سيان گون
| 4- آزادي در بيان، تنوع در بيان
| 5- افراط گرايي
| از مضامين مورد استفاده در آثار روکوکو : نمايش صحنههاي خوش گذراني مادي – نمايش عشقهاي زيرکانهي اشراف – نمايش زنان عريان، نمايش مضامين هجو پيش پا افتاده.
| هنر رنسانس: در قرن 14 م به مرکزيت ايتاليا در فلورانس، رنسانس به وجود آمد. به معناي نو زايش که يک واژهي توصيفي و تمسخر آميز ميباشد. از ويژگيهاي اين دوره:
| 1- استفاده از ويژگيهاي يونان و روم
| 2- انسان گرايي
| 3- فرديت گرايي
| 4- عقل گرايي
| 5- ناتوراليسم
| 6- مضامين مسيحي
| ويژگيهاي تجسمي آثار اين دوره:
| 1- استحکام ساختار ترکيب بندي
| 2- استفاده از رنگهاي روشن و تابناک
| 3- تأکيد بر پرسپکتيو علمي و هنري
| 4- سايه روشن کاري
| 5- تأکيد بر فضا با فعال کردن عامل مکان
| رنسانس به سه دوره تقسيم ميشود:
| آغازين 14م: جوتو، چيمابوئه، مارتين، پينرانلو
| مياني 15م دورهي اول: آنجليکو – مازاتچو – اوچلو – دلافرانچسکا
| در پيکر تراشي: دوناتلو – ستي نيانو – گيلبرتي
| در زمينهي معماري: برونلسکي
| مياني 50 سال دوم: مانتينا – پروجينو – ليپي – بوتيچلي – وروکيو- آلبرتي – فيلارته
| مترقي م: داوينچي – رافائل – برامانته – کورجو – ميکل آنژ
| باروک: هنرمند باروک در قرن 17 م با تغيير در ساختار اجتماعي به مرکزيت ايتاليا پديد آمد. اين واژه به معناي مرواريد غير غلتان يا مرواريد معوج ميباشد. ذات هنر باروک مثل مرواريد است. اين هنر کاملاً در گونه نيست از لحاظ عملکردهاي تجسمي بسيار پيشرفته بود. اين هنرمند حاصل ديدگاهي واقع گرا و مادي با مضامين مسيحي.
| احساس گرايي + (عقل گرايي – رنسانس) = باروک
| ويژگيهاي هنر باروک:
| 1- تجملي – تزئيني
| 2- پر از تحرک
| 3- رنگارنگ (پر نقش و نگار)
| 4- هنريست نشاط آور
| 5- اسراف کار
| 6- متعادل
| در اين دوره جامعه بين دو قطب متوليان کليسا و اشراف زادگان فرار داشت و تعادل بين اين دو موضوع باروک شد.
| خصوصيات تجسمي باروک: 1- عدم انسان گرايي،2- عدم آرمانگرايي، 3- احساس گرايي، 4- غلو در بيان، 5- القاي فضاي باز و ازاد با استفاده از زمان و فعال کردن آن براي القاي فضا، 6- استفاده از قدرت بياني فضاي پيرامون، 7- افراط گرايي
| از برجسته ترين هنرمندان اروپاي جنوبي:
| کاراواجيو – برنيتي – کاراتچي – بوروميني
| اروپاي شمالي: روبنس – ون دايک – هالس – رامبراند – ون رويسدال – ورمير – ولاسکوئز- سورباران – دلاتور – ون استاد – يان ون هويزم – نيکلاس پوسن
|
|
براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست،
عضو
پارسي تست شويد.