| تعداد بازديد تا كنون: 12267 بار |
مفعول به ( 1 ) |
مفعول به : | مفعول به اسم منصوبي است که بعد از فعل متعدي مي آيد و فعل بر آن واقع مي شود :  | 1) اسم ظاهر ، وقتي است که مفعول به صريحاً در جمله آمده :  | 2) ضمير منفصل :  | 3) ضمير متصل :  | 4) جمله ي مفعولي :  | برخي از فعل ها دو مفعولي هستند ، وَجدَ ، عَلِمَ ، رأيَ ، دَري «معني يقين مي دهند» رَعَمَ ، حال ، حَسِبَ ، جَعَلَ ، عدَّ«معني گمان کرد مي دهند» ، کسا (پوشاند) ، رزَق (روزي داد) ، أطعم (طعام داد) ،  | ، زَوَّد (غذا داد) ، أسکنَ (ساکن شد) ،  | . | در برخي موارد شبه فعل ، اسم فاعل، افعال تفضيل ، مصدر ، مي توانند مفعول به بگيرند. |  | در بعضي از موارد، مفعول به بر فعل مقدم مي گردد، آن زماني است که : | 1) مفعول به اسم استفهام باشد :  | 2) زماني که بر مفعول به تأکيد کنيم :  | در مواردي مفعول به بودن فعل مي آيد و فعل آن حذف مي شود: | 1) در جواب سؤال ، يعني فعل در جواب به قرينه حذف مي شود، پرسيده مي شود ما اشتريتُ؟ | در جواب مي گوييم " الکتاب " يعني در واقع اشتريتُ الکتاب بوده است. | 2) تحذير ، يعني کسي را از چيزي بر حذر بداريم : اياک و الکذب ، اياک مفعول به و عامل آن يعني حذّرتُ حذف شده و الکذب معطوف بر اياک و لفظاً منصوب است. | تحذير به لفظ اياک و يا غير آن است مثل : الکذبَ الکذبَ ، نفسک و الخيانةً. | 3) اغراء : يعني کسي را به چيزي يعني همان « مغري منه » تشويق و ترغيب نماييم مثل : صديقک و الاحترامَ به که صديق مفعول به براي فعل محذوف " إلزم " است و منصوب مي باشد و الاحترام معطوف به صديقک و منصوب است. | إغراء با اياک نمي آيد و به صورت هاي الصدقَ يا الصدقَ الصدقَ آورده مي شود. | 4) اشتغال : وقتي است که مفعول به در اول جمله آمده و به فعل بعد از آن ضميري متصل باشد که به آن مفعول برگردد و گفته مي شود که آن مفعول به براي فعل محذوفي است مثل : | که در واقع أکرمتُ العملمَ اکرمتـُهُ. | 5) اختصاص : اسم ظاهر منصوبي است که پس از ضمير متکلم و يا مخاطب اول جمله مي آيد و مفعول به فعل محذوف أخُصُّ مي باشد. نحنُ الرجالَ نعبُدُ اللهَ . با مردان ، خدا را عبادت مي کنيم. | در واقع نحنُ أخُضُّ الرجالَ نعبُدُ الله. |
|
براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست،
عضو
پارسي تست شويد.