| تعداد بازديد تا كنون: 11321 بار |
جوامع پیرامونی و نیمه پیرامونی |
ژاپن کشوري است که تا اوايل قرن بيستم ، موقعيتي مشابه ايران داشت. اين کشور علي رغم اين وضعيت، با اقداماتي که از آن به عنوان «اقدامات توسعه اي» ياد مي شود ، توانست موقعيت خود را ابتدا به موقعيت نيمه پيراموني و سپس مرکزي تغيير دهد. تجربه ي کشور ژاپن نشان دهنده ي اين است که جوامع ، علي رغم شرايط تحميل شده از سوي کشورهاي مرکز سرمايه ، مي توانند جايگاه خود را در نظام جهاني تغيير دهند . | در زماني نزديک تر به زمان خود ، به تجربه ي کشور روسيه به عنوان کشوري نيمه پيراموني بر مي خوريم . اين کشور در ابتداي قرن بيستم و بعد از انقلاب سال 1917 (انقلاب اکتبر) توانست موقعيت خود را بهبود بخشد. | چين نمونه اي ديگري است . اين کشور تا بعد از جنگ جهاني دوم ، موقعيتي پيراموني داشت اما بعد از انقلاب دهه ي 50 ميلادي (1949) توانست در جهت تغيير موقعيت خود در نظام جهاني حرکت کند و اکنون موقعيتي برتر از نيمه پيراموني ها دارد؛ هرچند که هنوز به عنوان يک مرکز اصلي سرمايه شناخته نمي شود. | بعد از جنگ جهاني دوم و در دهه هاي 60 و 70 ميلادي نيز تجربه ي بعضي از کشورهاي امريکاي لاتين (مانند) آرژانتين پيش روي ما قرار مي گيرد اين کشورها با اجراي برنامه هاي توسعه ي مبتني بر جايگزين واردات با توليدات داخلي ، موقعيت پيراموني خود را به موقعيت نيمه پيراموني تغيير دادند. در دهه هاي اخير ، تجربه ي کشورهاي آسياي جنوب شرقي قابل ذکر است که در زمان اندکي توانستند موقعيت پيراموني خود را به نيمه پيراموني تغيير دهند. | اين تجربه ها نشان مي دهد که رابطه ي پيرامون – مرکز ، رابطه ي تغيير ناپذير و جدي و قطعي ست و مي توان آن را تغيير داد (اما اين تغيير چگونه تحقق مي يابد؟) | تجربه ي کشورهاي ياد شده نشان مي دهد که تغيير موقعيت در نظام جهاني ، در گام اول با اعتراض به جايگاه خود دراين نظام و نپذيرفتن موقعيت پيراموني همراه بوده است. اين اعتراض به شکل نگرش منفي نسبت به کشورهاي مرکز ، وابستگي به آن ها ، اعتراض به حکومت هايي که عامل اين وابستگي شناخته مي شوند ، اعتراض به نهادهاي اين وابستگي آغاز شده و با «بازگشت به خويشتن» ، بازگشت به فرهنگ بومي «روانشناسي منابع خود» و تلاش براي روي پاي خود ايستادن تداوم يافته است از اين رو مي توان گفت که تغيير موقعيت در نظام جهاني در گام اول با تغيير نگرش و نگاه جامعه به خود و ارزيابي مجدد ارزش ها و آرمان ها ي اجتماعي و معمولاً «انقلاب» همراه است. (صفحه ي 132و 133) |
|
براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست،
عضو
پارسي تست شويد.