| تعداد بازديد تا كنون: 14139 بار |
مقایسه صفات |
| مقايسهي صفات در سه سطح صورت ميگيرد. | | هرگاه بخواهيم بگوييم که دو نفر يا دو چيز در يک صفت با هم برابرند از ساختار (as + صفت +as) استفاده ميکنيم. مثال: | رضا هم قد برادرش است. Reza is as tall as his brother | او هم سن مادرم است. She is as old as my mother | | هنگامي که دو نفر يا دو چيز در يک صفت برابر نباشند و بخواهيم بگوييم که يکي از ديگري برتر است. مثال: | رضا از برادرش بلندتر است. Reza is taller than his brother | | هنگامي که مقايسه بين سه يا بيش از سه نفر يا سه چيز باشد و بخواهيم بگوييم که يکي از آنها در آن صفت از همه برتر است. مثال: | رضا قد بلند ترين پسر در کلاس است. Reza is the tallest boy in the class | | به جدول زير نگاه کنيد: |  | نکات: | 1- صفات يک سيلابي (يک بخشي) با گرفتن er- به صفت تفضيلي و با گرفتن est- به صفت عالي تبديل مي شوند. |  | 2- صفات سه سيلابي يا بيشتر با افزودن more به صفت تفضيلي و با افزودن most به صفت عالي تبديل مي شوند. |  | توجه: در مقايسه ي نزولي بجاي more و most به ترتيب از less و least استفاده مي کنيم. مثال: |  | 3- صفات دو سيلابي دو دسته اند: | الف – صفاتي که به y- و er- و ow- ختم مي شوند. همچون صفات يک بخشي با گرفتن er- و est- به شکل تفضيلي و عالي در مي آيند. |  | ب – ساير صفات دو سيلابي همچون صفات سه سيلابي و بيشتر با افزودن more و most به قبل آنها تبديل به صفت تفضيلي و عالي مي شوند. |  | 4- شکل تفضيلي و عالي برخي صفات بي قاعده است که بايد آنها را به خاطر سپرد. | |
| best (خوبترين) | better (خوبتر) | good (خوب) | | worst | worse | bad (بد) | | most | more | many/ much (زياد) | | least | less | little (کم) | | farthest/ furthest | farther/ further | far (دور) |
| | به اين مثالها دقت کنيد. |  | نکته ها: | 1- وجود as در جمله نشانه ي صفت برابري است. (as + صفت + as) (مثال 1) | 2- وجود کلمه ي (than = از) نشانه ي صفت تفضيلي است. (مثالهاي 3 و 4) | 3- وجود کلمه ي the قبل از صفت نشانه ي صفت عالي است. (مثالهاي 6 و 7) | 4- وجود حرف اضافههاي in/of و يا استفاده از فعل حال کامل (قسمت سوم فعل + have / has) در آخر جمله از نشانههاي صفت عالي است. (مثالهاي 6 و 7) | | 5- ميتوان از قيود (much = بيشتر) و (little = کمي) قبل از صفت تفضيلي استفاده کرد. (مثالهاي 4 و 5) | | همچون صفات، قيدها را نيز مي توان به صورت تفضيلي يا عالي استفاده کرد. | مثال: | او تکاليفش را با دقت بيشتري نسبت به تام انجام ميدهد. He writes his homeworks more carefully than Tom | نکته: | اگر فعل اصلي جمله يک فعل ربطي (همچون افعال to be) بود از صفت و در صورتي که فعل اصلي جمله غير از اينها بود (مثل speak – work – write) از قيد استفاده کنيد. | او در انگليسي روانتر است. She is more fluent in English | او روانتر صحبت ميکند. She speaks more fluently |
|
براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست،
عضو
پارسي تست شويد.