| تعداد بازديد تا كنون: 10948 بار |
مرجع کلیات |
چند قضیه را در نظر می گیریم:
| الف – حسن یک انسان است .
| ب - پروین یک انسان است.
| ج – رضا یک انسان است.
| با اینکه حسن، پروین و رضا چند شخص مختلفند ، اما آنها در یک چیز مشترکند. یعنی یک «محمول» مشترک را که همان انسان است به همه ی آنها نسبت می دهیم. می دانیم که کلمه ی «انسان» یک تصور کلی است و ما برای شناخت حسن، پروین و رضا از این تصور کلی استفاده می کنیم . اما خود این تصور کلی انسان به چه چیزی دلالت می کند؟ شاید بگوییم این تصور دلالت می کند به این که همه روی دو پا ایستاده اند و دو دست آزاد دارند و یا همه سخن می گویند و ... ولی به نظر افلاطون این الفاظ کلی بر یک موجودات حقیقی در عالم مُثُل دلالت می کنند ، یعنی تصور کلی «انسان» اشاره به یک مثال انسان دارد که در عالم مثل قرار داشته و حسن و پروین و رضا و همه ی انسان های دیگر سایه ی او بشمار می روند و یا به عبارت دیگر همه ی انسان ها از مثال انسان بهره مند هستند. یعنی از دید افلاطون همه ی تصورات کلی از قبیل عدالت، زیبایی ، نیکی و .... دارای مرجع حقیقی هستند که آنها را باید در عالم مثل سراغ گرفت و تنها با یک سیر عقلانی است که می توان آنها را چنانکه هستند ادراک کرد. حس و تجربه فقط سایه های مثل را در جهان طبیعت درک می کند و از ادراک خود مثل که ثابت و یکسان باقی می مانند ناتوان است. (صفحه ی 46) |
|
براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست،
عضو
پارسي تست شويد.