مناظرهاي با عنوان "چرا موسوي؟ چرا كروبي؟" با حضور حميدرضا جلاييپور و عباس عبدي از سوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف برگزار شد.
به گزارش خبرنگار سياسي ايسنا، حميدرضا جلاييپور عضو هيات علمي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران در اين مناظره گفت: من معتقدم جامعه ايران پنج معضل دارد اين طور نيست كه اين پنج معضل ديروز يا پريروز و يا در طول اين چهار سال ايجاد شده است. ولي شاخصها نشان دهنده آن است كه اين پنج معضل به جاي مهار شدن در اين چهار سال نه تنها كم نشدهاند بلكه زياد هم شدهاند.
وي افزود: تغيير دولت ميتواند ما را به اينجا برساند كه دولت بعدي اين پنج معضل را كنترل و مهار كند اگرچه نميتوان آن را ريشهكن كرد و يكي از انگيزههاي شخصي من كه درگير انتخابات شدم همين است.
جلاييپور ادامه داد: بيكاري مزمن، افسردگي و رشد اعتياد قربانيهاي اين معضلات است. ممكن است من و شما قرباني نشويم ولي عدهاي در اين جامعه قرباني ميشوند.
عضو هيات علمي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران با برشمردن اين پنج معضل اولين معضل را معضل سياسي دانست و ابراز عقيده كرد: متاسفانه حكمراني يك طرفه در ايران در حال شكل گرفتن است. برابر اين حكمراني رابطه بالا و پايين يك طرفه است و مردم نميتوانند حرفهايشان را خوب فرموله و بيان كنند و اين حرفها خوب نميتواند در اتحاديهها و انجمنها دستهبندي شود. احزاب آنقدر قدرت، رسميت، امكانات و رسانه ندارند كه فرآيند انتخابات را به طور مستقيم مورد خطاب قرار دهند و مردم در پناه آگاهي از چند برنامه بتوانند به كانديداي حزبي راي دهند. دولتي كه اين طور تشكيل ميشود بايد چهار سال در برابر شعارش مسئول باشد و مردم بتوانند دوباره تصميمگيري كنند. الان كشور ما اينطور تدبير عمومي نميشود، تدبير عمومي آن يك طرفه است و به جاي اينكه بخش شهروندي، مدني و مياني جامعه را قوي كنند انتظار يك جامعه بدرقهاي، استقبالي و عريضهنويس دارند.
وي با بيان اين كه جامعه ايران، اكنون جامعه مدرني است كه پاسخ نميدهد، ابراز عقيده كرد كه كساني كه الان حكومت ميكنند انتظار دارند در رابطه با جامعه و مردم وظيفه خودشان را خوب انجام دهند يعني دنبال ماشين افتادن، استقبال كردن و عريضه نوشتن و تقاضا را به اين شكل با دولت مطرح كردن و اين يعني تحقير مردم ايران. حكمراني يك طرفه بدرقهاي مبتني بر عريضهنويسي و افتادن به دنبال ماشينهاي اينهاست تا نشان دهد كه اين حكمراني مقبوليت دارد در حالي كه ندارد.
جلاييپور معضل دوم را معضل اقتصادي و رنجي دانست كه جامعه ايران از اقتصاد رانتي و دولت ميبرد و گفت: اقتصاد ايران به يك معنا 80، 90 درصد آن دولتي و رانتي است يعني مبتني بر فعاليت سازنده و ابتكارات كارشناسان اقتصادي نيست بلكه مبتني بر پول نفت است و اگرچه خاتمي روندي را شروع كرده بود كه پول نفت را از هزينههاي عمومي خارج كند اما در اين چهار سال دولت ايران نفتيتر شده است.
وي با بيان اينكه در جامعه ايران نهاد خانواده و آموزش و پرورش وجود دارد اما نهاد بازار خوب كار نميكند، اظهار كرد: مهمترين جايي كه جوانان كشور را اجتماعي و ماهر ميكند يك بازار رقابتي و قانونمند است. اقتصاد نفتي باعث شده جوانان ما از جايي كه ميتوانند خلاق و ماهر شوند محروم شوند. اقتصاد ما قبلا هم نفتي بود اما نفتيتر شده است.
وي با بيان اين كه معضل مهم ديگر معضل اجتماعي است و ما در كشور با تراكم آسيبهاي اجتماعي مواجه هستيم كه رشد فزايندهاي دارد، ادعا كرد: در دولت نهم اجازه مانيتور شدن، ثبت شدن و رسما اعلام كردن آن وجود ندارد. مثلا ميتوان گفت تورم 25 درصد است اما آسيبهاي اجتماعي را خوب نميتوان مانيتور كرد چون جايي براي اين كار نيست و اگر هم باشد با آمار صداوسيما مخدوش ميشود.
جلاييپور در ادامه به برشمردن آسيبهاي اجتماعي پرداخت و گفـت: رشد فزآينده بياعتمادي اجتماعي بين مردم و بين مردم و دولت اولين آسيب اجتماعي است در همه روابط اجتماعي اين بياعتمادي را ميبينيم كه تحت عنوان فرسايش سرمايهي اجتماعي بحث ميشود.
وي با بيان اين كه آسيب اجتماعي ديگر بيكاري مزمن است، ابراز عقيده كرد: بحران اقتصادي آمريكا جشن گرفته ميشود اما ما به طور مرتب بالاي يازده درصد بيكاري داريم ما چهار ميليون بيكار داريم ولي نميتوانيم اعلام كنيم، قبول نميشود درست مثل نرخ تورم.
جلاييپور با بيان اينكه اعتياد را شورش سرد ميناميد، آن را سومين آسيب اجتماعي دانست و گفت: اين طور نيست كه در دولت نهم جامعه معتاد شده بلكه اتفاقي كه افتاده اين است كه اعتياد تخريبيتر شده است. مصرف ترياك به هروئين و هروئين به كراك و شيشه تغيير يافته است، 600 هزار نفر از دو الي سه ميليون نفري كه در معرض كار با اعتياد هستند از الگوهاي خطرناك استفاده ميكنند اين شورش گرم نيست كه همه ببينند محصولات آن را ميتوان در شهرهاي بزرگ و در بهشت زهرا مشاهده كرد.
عضو هيات علمي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران آسيب اجتماعي چهارم را رشد فزآينده حاشيهنشيني عنوان كرد و گفت: به نظر من بيش از هفت ميليون نفر و به عقيده برخي 18 ميليون نفر در جاهايي زندگي ميكنند كه فيزيك اوليه زندگي فراهم نيست. ارتباطات، فاضلاب، بهداشت در آنجا مخدوش است و نه نيروي انتظامي و نه من و نه شما نميتوانيم وارد آن مناطق شويم.
جلاييپور ابراز عقيده كرد كه شاخص ديگري كه در دوران دولت فعلي رشد فزآينده داشته قتل و جنايت است كه نه در خيابان و كوه، بلكه در خانواده بوده و در سال 86 سي درصد قتل خانوادگي افزايش پيدا كرده است.
جلاييپور معضل چهارم را معضل فرهنگي دانست و گفت: در جامعه ما 70 ميليون غريبه با هم زندگي ميكنيم شرط زندگي موفق غريبهها اين است كه روابط مدني در آموزش و پرورش و رسانهها تبليغ شود. وي ابراز عقيده كرد: مشكل فرهنگي كشور ما اين است كه راجع به ارزشهاي اساسي مثل احترام، برادري، برابري، ضابطهمندي و حقيقتجويي در صداوسيما و آموزش و پرورش نميتواند تبليغ شود.
وي افزود: مساله ديگر جاي ما در اين دنياست ما كشوري هستيم كه در مهمترين منطقه حساس دنيا قرار گرفتهايم و ميخواهيم توسعه يابيم. يكي از عللي كه ميتواند تمام آسيبهاي اجتماعي را رفع كند توسعه است. براي توسعه بايد با دنيا ارتباط داشته باشيم مشكلي كه اتفاق افتاده اين است كه روند تشنجزدايي هاشمي و اعتمادزايي خاتمي متوقف شده است.
به گزارش ايسنا در ادامه اين مناظره عباس عبدي با بيان اينكه ابتدا نميخواستم در اين مناظره شركت كنم و دليل آن اين بود كه گفتم من و جلاييپور نميخواهيم عليه هم صحبت كنيم، گفت: نكاتي كه جلاييپور گفت درست است ولي فقط راجع به اكنون نيست. اين موضوعي است كه من در سال 81 نوشتم فروپاشي جامعه ما خيلي وقت است كه شروع شده است فقط در مقاطعي تشديد ميشود و در مقاطعي تخفيف مييابد ولي روند كلي با اين شرايط وجود داشته و وجود خواهد داشت.
وي افزود: پيشنهاد كلي من اين است كه با سلب و نفي وضعيت موجود نميتوان كسي را قانع كرد در انتخابات شركت كند اگر وضعيت اينقدر بد است، شوراي نگهبان كه اجازه نميدهد كسي خارج از ساخت قدرت تشريف بياورد. هر چهار نفري كه اكنون هستند جزو ساخت قدرت بودهاند پس با نفي چه چيزي ميخواهيم وارد انتخابات شويم.
وي با بيان اينكه با نفي وضعيت موجود نميتوان حركت راه انداخت، خاطر نشان كرد: من آمدم تا روي ايجاب صحبت كنم. با نقد حكومت احمدينژاد و غيره وقتمان را تلف ميكنيم.
وي ادامه داد: آنچه اهميت دارد اين است كه مردم عادي حس من و شما را ندارند. نظرسنجيهايي كه انجام شده نشان ميدهد مردم موفقترين عملكرد را در سياست خارجي ميبينند در حالي كه از نظر من منفيترين است چون مردم فكر ميكنند با پيشرفتهاي هستهيي چه شده است و نميدانند آخر و عاقبت اين كار كجاست مردم از فرستادن ماهواره به هوا خوشحال ميشوند و اين شما هستيد كه تحليل ميكنيد و ميگوييد اوضاع خراب است حتي در مورد نفت، او پول نفت را به جامعه ميريزد تا روي مشكلات موقتا ماله بكشد. اين كار قبلا هم قرار بود همين طور استفاده شود. اگر به مردم بگوييم اوضاع بد است مثل شما فكر نميكنند و ميگويند بقيه چه كار كردند كه اين ميخواهد چه كار كند؟
وي با بيان اينكه نميخواهم تصويري غريب و عجيب از كروبي ارائه دهم گفت: آنچه در انتخابات مهم است بعد ايجابي است يعني چه ايده و طرحي به جاي آن ميخواهيد ارائه كنيد. يك نفر يك طرح راجع به نفت ارائه نميكند همه ميخواستند از آن براي صنعت استفاده كنند ولي در انتها شاهديم كه قرار نيست به گفته كسي توجه داشته باشيم اگر ميخواهيم از همه نيروها استفاده كنيم بايد اين كار را در انتخابات انجام دهيم.
عبدي ادامه داد: در انتخابات 76 و 80 هم فعال بودم با اينكه آنجا خاتمي حضور داشت و موضوع اصلاحات بود اما در اين انتخابات به يك دليل خاص فعالترم چون معتقدم ما بايد بازي اين انتخابات را ببريم نه نتيجهي آن را. كساني كه به دنبال نتيجه ميروند هم بازي را ميبازند و همه نتيجه را.
وي با بيان اينكه اولين بازي داشتن برنامه است، گفت: من در برنامه 12 مادهاي خاتمي در بازي 76 هم بودم كه در مقطع خود خوب بود ولي اينكه برنامه كروبي قبول ميكند بيايد سطح آن قابل قياس نيست و من كاري ندارم در انتخابات برنده شود يا نه، اين مساله فرعي است. مساله اين است كه كسي نميتواند از اين استاندارد پايينتر بيايد.
وي افزود: مساله كليدي پاسخ دادن به مطالبات است دانشجويان مطالباتي دارند كه مطرح ميكنند ميگوييم ميپذيريم يا نميپذيريم. پاسخ دادن به مطالبات ركن اساسي دموكراسي است. شفافيت و پاسخگويي يك مساله كليدي است كه به نظر من در اين انتخابات دارد رخ ميدهد. من به هيچ وجه حاضر نميشوم - هر كس ميخواهد باشد – كسي پرچم دست بگيرد و من بروم زير آن پرچم علم بزنم شما هم نبايد اين طور باشيد. بايد در هر انتخاباتي ببينيد جايگاهي كه براي شما باز ميشود چقدر مشاركتجويانه است.
وي ادامه داد: ما قصدمان نيست از كسي حمايت كنيم دوره حمايت گذشته، الان دوره مشاركتجويي است يعني ما بايد بتوانيم با حضور در ستاد حس كنيم كه چقدر ميتوانيم موثر و مفيد باشيم اين حس كليدي و مهم است كار جمعي درست كردن، كار كليدي است كه بايد در اين انتخابات به آن بپردازيم.
وي افزود: مشكل ديگر اين است كه اين انتخابات به صفت شخص، نماينده جدي طبقه متوسط به خصوص مدرن ندارد و همان طور به صفت تئوري هم ضعف وجود دارد و تمام پوششي كه در ستاد كروبي انجام شد اين بود كه به لحاظ تئوريك اين كار جواب دهد. شعار 50 هزار تومان به طرح دكتر نيلي تبديل ميشود. اينها در حوزه تخصصيشان كار ميكنند.
به گزارش ايسنا، در ادامهي اين مناظره عباس عبدي گفت: اين اتفاق كه سياست كار سياستورزياش را انجام دهد و تخصص كار خود را انجام دهد در اين انتخابات دارد رخ ميدهد. اين طرحي بسيار كليدي است حتي اگر دكتراي اقتصاد رييسجمهور شود اولين چيزي كه من ازاو ميخواهم اين است كه دهنت را در زمينهي اقتصاد ببند و سياستمدار باش بگذار اقتصاددانان حرف بزنند. كسي در صندلي رياست جمهوري از موضع اقتصاددان يا دانشمند حق ندارد حرف بزند.
وي ادامه داد: اين اتفاقي است كه اينجا افتاده من شخصا به لحاظ سياسي افتخار ميكنم كه راهي را در نفت رفتند كه تاثيرش را در حوزهي كارشناسي گذاشت و آن هم تاثيرش را در حوزهي نفت ميگذارد اينها است كه بنيانهاي جامعهي ما را ميسازد.
وي ادامه داد: با نكات سلبي نميتوانيم چيزي را حل كنيم اگر ميتوانيم بايد ايدههاي ايجابي را طرح كنيم و يك سياستمدار نه روشنفكر ، نه فيلسوف نه اقتصاددان ونه جامعهشناس بايد زمينه را براي بازي ما فراهم كند. ما سياستمداري ميخواهيم تا راه را باز كند تا هر كس به سهم خود مشاركت كند.
در ادامهي اين مناظره اين سوال مطرح شد كه چه تمايزي ميان كروبي و موسوي وجود داشت كه هر كدام از سخنرانان از يكي از آنها حمايت كردهاند ؟
جلاييپور در پاسخ به اين سوال با بيان اينكه براي مطالعهي مواضع موسوي به سايت قلم، كلمه ، موج سوم و روزنامههاي انديشهي نو و ياس نو كه تعطيل شد مراجعه كنيد، گفت: جامعهي ايران با معضلاتي روبرو است و از طرفي با انتخابات روبرو هستيم. مهندس موسوي كسي است كه امكان راي آوري دارد و نزديكترين شخصيت به اصلاحاتي است كه من آن را توضيح ميدهم. لذا با حضور موسوي ميتوانيم انتخابات را ببريم و 5 معضل گفته شده را كنترل و مهار كنيم. من در ادامه دلايلم را ميگويم كه چرا مهندس موسوي بالاترين راي آوري را دارد و رييسجمهور ايران است.
وي در ادامه با اشاره به نكاتي كه عبدي در سخنراني اوليهي خود اظهار كرده بود گفت: من اصلا به جامعهي ايران اين ليبل (برچسب) را نميدهم جامعهي ايران فروپاشيده نيست بلكه يك جامعهي قدرتمند منطقه است و توانايي دارد اما با معضلاتي روبرو است.
وي ادامه داد: ليبل فروپاشي اجتماعي از منظر جامعهشناسي براي من مورد قبول نيست و من در مقالهي medum society گفتهام كه جاي ايران يك جامعهي متوسط است لذا جامعهي فروپاشيده نيست. اين معضلات هم يك شبه درست نشده ولي علاقه داريم مهار شود و مساله اصلا نفي نيست.
وي افزود: انتخاباتي در پيش داريم و ميتوانيم جلوي كساني كه كشور را به راههاي پرهزينه ميبرند بگيريم ما ميتوانيم اخلاقا كاري كنيم كه از تعداد بيكاران و معتادان كاسته شود و وضع را تغيير دهيم به شرطي كه كشور خوب اداره شود.
وي در ادامه گفت: گفته ميشود در قديم هم همينطور بوده قبلا هم نفت را مصرف ميكردند . ما كه مطلق حرف نميزنيم اقتصاد ايران 60 ، 70 سال است كه نفتي است ولي برخي كوشش كردند اين سهم را كم كنند در چهار سال گذشته 270 ميليارد دلار از نفت به دست آمد اما در صندوق هيچ چيز نيست و همهي آن را هزينه كردند . كشور ما اكنون با بحران اقتصادي روبرو است و پشتوانه مالي نداريم در حالي كه عربستان 860 ميليارد دلار ذخيرهي ارزي از محل فروش نفت دارد. اين تفاوت مديريت است ما ميخواهيم آنطور كار كنيم نه اينكه اين كشور اصلا نفتي نيست و قبلا نبوده .
جلايي پور در ادامه تاكيد كرد: من يكي بيكار نيستم در اين انتخابات براي من نتيجه مهم است. صد سال است در اين كشور راجع به قانون و ازادي حرف ميزنند اما ما ميخواهيم در اين انتخابات نتيجه بگيريم. كم مصيبتي نيست كه كساني كشور را اداره ميكنند كه اگر راي نياوردند فرداي انتخابات يك مغازه به دستشان نميدهند.
وي افزود:در اين كشور دهها نفر آدم شايسته و دهها اصلاحطلب براي رياست جمهوري وجود دارد ما به دنبال اين هستيم كه از ميان كانديداي اصلاحطلب از كدامشان حمايت كنيم كه انتخابات را ببرد ما كه بيكار نيستيم.
وي با بيان اين كه از بركت خون شهدا يك چيز باقي مانده و آن انتخابات است، ابراز عقيده كرد: كساني كه قدرت دارند شايد به جاي جمهوري اسلامي حكومت اسلامي بگذارند كه اصلا انتخابات هم در كار نباشد. از بركت خون شهدا هنوز نميتوانند انتخابات را ماست مالي كنند. از همين انتخابات يك بار خاتمي بيرون ميآيد و يكبار احمدينژاد. دوستان توجه داشته باشند در انتخابات بخش پيچيدهي نظري نداريم و ميخواهيم از اين انتخابات احمدينژاد بيرون نيايد.
وي افزود: ممكن است دوستان بگويند قبلا هم از معين طرفداري كرديد كه راي نياورد از كجا دليل ميآوريد؟ من دلايلم را ميآورم كه براي اصلاحطلبان كانديدايي كه ميتوانيم روي آن حساب كنيم و راي آوري داشته باشد موسوي است.
وي خاطرنشان كرد: من درون اصلاحطلبي بحث نميكنم بحث اصلي ام دولت احمدينژاد است و تمركزم روي آن است.
عباس عبدي در ادامهي اين مناظره گفت: آقاي جلايي پور بيكار نيستند اما ميترسم پس از 22 خرداد بيكار شوند. وقتي ميگوييم جامعه فروپاشيده نيست و از طرف ديگر احمدينژاد ممكن است جمهوري را تمام كند اين دو با هم همخواني ندارد. با اين چيزها نميتوانيم اتفاقي ايجاد كنيم وقتي ميگوييم نتيجه فرع بر بازي است بدون بازي درست نتيجهاي وجود نخواهد داشت.
وي در ادامه خاطرنشان كرد: ساخت قدرت را دست كم نگيريد و اگر آن را دست كم بگيريد يا ساخت قدرت را نميشناسيم يا قضيه را خيلي ساده گرفتهايم . وقتي ميگويم جامعه بحران اعتماد دارد و وقتي جامعه فروپاشيده است نميگويم دولت فروپاشيده است و اين چسب قدرت است كه باعث ميشود در منطقه جولان بدهيم.
وي در ادامه گفت: بحث كليدي اتفاقا بحث نفت است . من در انتخابات ميگويم از موسوي حمايت ميكنم اما طرحش را راجع به نفت ارائه دهد بدين ترتيب اساس و بنيان مخالفت با اقتصاد بازار را داريد پيش ميبريد. بنده از جمله كساني هستم كه به نتيجهي جندان توجهي ندارم و شايد در حوزهي نظرسنجي يكي از جمله متخصصان من باشم اما اصلا راجع به اين موضوع حرف نميزنم چون از من سوال خواهد شد كه چرا اين حرف را زدي. اينجا دانشگاه صنعتي شريف است و با سخنراني كردن در يك ميدان تفاوت دارد. بايد مسالهمان را روي ايجابيات حل كنيم. زمان هم كم است. بايد خيلي قبل ازاينها شروع ميشد كه دليلش را ميدانيد و همان دلايل كماكان وجود دارد .
وي در ادامه گفت: روشن بگويم مشكل احمدينژاد نيست. اگر كسي مشكل را به احمدينژاد تقليل دهد جز خط انحرافي انداختن در جامعه كاري نميكند يكي از مشكلات خودمان هستيم. ما انواع و اقسام خطاها را داشتيم اما هيچ كس اشتباهات را بررسي نميكرد و اين اشتباهات دارد راه ديگري را پيش ميرود. حتي در كميتهي نظرسنجي هر دو ستاد كه مشترك بود آنجا هم توضيح داديم كه از حضور رضايي بايد حمايت كرد.
وي ادامه داد: بحث اساسي اين انتخابات رقابت است. مسالهي اصلي ستاد كروبي نفت است. حقوق شهروندي و احياي برنامهريزي فرع بر آن است. اگر براي نفت برنامه نداشته باشيم حرفهاي تكرار خواهيم داشت. همهي آنچه ميگويند نشدني است نفت است اگر چه آن هم شدني است.
وي پيشنهاد داد روي اصول ايجابي انتخابات تاكيد كنيم و تاكيد كرد كه نتيجه برايش اهميتي ندارد و گفت: اگر راي ميخواستم اينجا نميآمدم و براي سخنراني به جاي ديگري ميرفتم.
در ادامه اين جلسه عباس عبدي و حميدرضا جلاييپور به سوالات دانشجويان پاسخ دادند.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) جلاييپور با بيان اينكه اصلاحطلبي در كشور ما سه سطح دارد، گفت: در اصلاحطلبي حداكثري افرادي مثل حجاريان و علويتبار حضور دارند كه دنبال اصلاحطلبي هستند كه همه سطوح تدبير عمومي اصلاحطلبانه را داشته باشد. از سال 80 به بعد بنيانهاي اجتماعي اين اصلاحطلبي، نيروهاي قوي داشت. اصلاحطلبي ميانه نيز افراد شاخصي دارد كه نماد آن آقاي خاتمي است. اين اصلاحطلبي در شرايط فعلي بيشترين نيرو را دارد و پايه اجتماعي آن در ايران بسيار وسيع است. اصلاحطلبي سوم، اصلاحطلبي حداقلي است، براي پيشبرد مردمسالاري و تدبير عمومي كشور، نه فقط ميخواهد به ساز و كارهاي لازم توجه كند بلكه ملاحظاتي نيز دارد كه برايش بسيار مهم است. همانطور كه آقاي موسوي معتقد است فقط راي خاموش متعلق به طبقهي متوسط نيست بلكه فقيران و مذهبيها هم هستند كه آقاي موسوي ميخواهد آنها را پوشش بدهد.
جلاييپور ادامه داد: براي تغيير، ما از آقاي موسوي كه نماد اصلاحطلبي حداقلي است حمايت ميكنيم و آقاي موسوي خالي نميبندد. موسوي آدمي نيست كه هر كاغذي به دستش بدهند بخواند.
وقتي يكي از دانشجويان به او گفت شما قبلا گفته بوديد مريد آقاي سروش هستيد، جلاييپور گفت: من مريد كسي نيستم. اگر قرار بود مريد كسي باشم خيلي آدمهاي خوبي بودند كه مريد آنها شوم.
وي تاكيد كرد: همهي نخبگان كشور نه صد در صد بلكه 90 درصد آنها از آقاي موسوي حمايت ميكنند.
يكي از دانشجويان از عبدي پرسيد سال 84 چرا آقاي كروبي كانديدا شد و شرايطي پيش آمد كه احمدينژاد به عنوان رييسجمهور بتواند پيروز شود؟ عبدي با بيان نقل قولي از آقاي حجاريان دربارهي گفتن اگرها، گفت: علت اينكه آقاي موسوي آمد و آقاي خاتمي رفت اين نبود كه به فقر نپرداختيم. آقاي خاتمي وقتي به كهكيلويه و بويراحمد رفت برخي شعار دادند «جمهوري اسلامي، آزاد بايد گردد» آقاي خاتمي ديد تصوير اين شعار، او نيست و صادقانه كنار كشيد.
وي گفت: آقاي كروبي زماني به من گفت بايد خدا را شكر كنم كه در انتخابات قبلي از آقاي معين يك راي كمتر نياوردم، وگرنه بايد زن و بچهام را برميداشتم و از اين كشور ميرفتم. اين چه خودخواهي است كه ميگوييم فلاني نباشد و من باشم. بايد اين خودخواهي و غرور را از خود دور كنيم. خصلت خودخواهي كه در بعضي وجود دارد يكي از عارضههاي جدي است كه در مجموعهي دوستان روشنفكر ما وجود دارد.
وي افزود: بايد به دنبال اين باشيم كه جريان اجتماعي راه بياندازيم. فكر ميكنم آمدن پيش كسي كه نامهي نخواندهاي را منتشر كرد ترجيح دارد به آمدن پيش كسي كه چيزي را كه قبول ندارد بنويسد منتشر كند.
يكي ديگر از دانشجويان از جلاييپور دربارهي برنامهي اقتصادي موسوي پرسيد، جلاييپور با بيان اينكه من كارشناس مسائل اجتماعي هستم، گفت: وقتي متنهاي اقتصادي آقاي موسوي را ميخوانم ميفهمم اقتصاد ايشان هم مثل آقاي خاتمي تقريبا اقتصاد بازاربرنامه است. آقاي موسوي اگر ضد بخش خصوصي بود من برايش كار نميكردم. دهه اول انقلاب هم او ضد بخش خصوصي نبوده و طرفدار اقتصاد ملي است.
وي افزود: همهي كانديداها محترم هستند. من دربارهي كانديداهاي غير از آقاي موسوي بحث نميكنم. ايشان حداقل، باثبات و با اتكا حركت ميكند. راجع به ديگران كاري ندارم، فقط راجع به آقاي موسوي صحبت ميكنم.
جلاييپور با بيان اينكه بين احزاب اصلي كشور اجماع عمومي در حمايت از مهندس موسوي شكل گرفت، گفت: در شرايطي كه بسيار سخت ميشود تعدادي از اساتيد و صاحبنظران را دور هم جمع كرد، 75 جامعهشناس از موسوي حمايت كردند و غير از نخبگان، در مورد تودهي مردم نيز علائمي داريم كه نشان ميدهد شانس آقاي موسوي خيلي بيشتر است و از لحاظ رايآوري ايشان يك است.
يكي از دانشجويان با خطاب قرار دادن عبدي گفت: راي نياوردن آقاي موسوي براي شما مهمتر است يا راي آوردن آقاي كروبي؟ آيا براي شما مهم نيست كه آقاي احمدينژاد رييسجمهور نباشد؟ آيا اعتماد ملي تلاش دارد دولت را از آقاي احمدينژاد پس بگيرد؟ الان وقت تخريب آقاي موسوي است؟
عبدي با بيان اينكه دوستان همه جرزني ميكنند، گفت: آقاي موسوي پتانسيلش بيشتر است، نه فعليتش. فرق من با دوستان ديگر اين است كه آنها يك بار آقاي خاتمي را به اين وضع انداختند و يك بار هم اينجا اين كار را خواهند كرد. همهي اميد من در ستاد آقاي كروبي اين بود كه در آذربايجان كار نكنيد، به زاگرس بپردازيد، بگذاريد آقاي موسوي آنجا كار كند، اما خبرهايي كه از آذربايجان ميرسد نااميدكننده است، اين را كه ديگر ميتوانم مطرح كنم. نشريه انديشه نو را با اعتماد ملي مقايسه كنيد. حداقل اعتماد ملي تيتر و خبرهاي آقاي موسوي را كه ميزند. از اين طرف پيشنهاد شد جلسات مشتركي بگذاريم و كار را پيش ببريم. پسر آقاي كروبي و آقاي بهشتي يك كار مشتركي انجام دهند.
عبدي ادامه داد: يكي از كارهايي كه ميكنند و به زودي خبر آن نيز منتشرميشود يك كميتهاي است كه شامل چهار خبره نظرسنجي است. آنها به اتفاق گفتهاند بحث انصراف را مطرح نكنيد، خطرناك است اما باز دوباره ميبينيم آقايان دربارهي اجماع سرمقاله مينويسند.
در ادامه، جلاييپور نيز گفت: حزب مشاركت در اين انتخابات از آقاي موسوي كه ميخواهد پاي اصلاحطلبي كه بيان كرده است محكم بايستد حمايت ميكند و چيزي غير از آن نميخواهد.
وي با بيان اين كه مشكل ما اين است كه كليشهي غلطي را تلاش ميكنند به شيوههاي تبليغاتي مستقيم يا غيرمستقيم جا بياندازند و آن اين است كه بالاخره آقاي احمدينژاد رييسجمهور است، ابراز عقيده كرد: اما بايد گفت تمام نظرسنجيها چه آنها كه مخفي انجام ميشود و چه نظرسنجيهاي غيرمخفي نتيجهاش اين است كه راي احمدينژاد زير 50 درصد است. اين نشان ميدهد انتخابات همين الان هم در مرحلهي دوم است و آقاي احمدينژاد باخته است.
وي ضمن انتقاد به توقيف روزنامه ياس نو ابراز عقيده كرد: بستن اين روزنامه دليلي بر ترس آنهاست و الا بستن يك روزنامه براي كشور هزينه زيادي دارد. اما آنها به خاطر ترسشان حاضرند اين هزينه را بپردازند.
جلاييپور تاكيد كرد: آقاي موسوي تنها كسي است كه در دور اول ميتواند اين سناريو را به هم بزند. تنها چيزي كه تعيينكننده است صفهاي بلند با مشاركت بالاست.
يكي از دانشجويان دربارهي حضور بخشي از اعضاي كارگزاران در ستاد كروبي عليرغم حمايت حزب از موسوي پرسيد كه عبدي پاسخ داد: حزب بايد استقلال خود را داشته باشد اما در مورد كازگران يك مشكلي كه وجود دارد كه بايد به آن توجه كرد اين است كه تصميم اوليهي حزب اين بوده است كه اگر آقاي خاتمي آمد از او حمايت ميكند و اگر نيامد از آقاي كروبي حمايت ميكند.
جلاييپور نيز در پاسخ به پرسشي دربارهي حضور نظاميها در عرصههاي سياسي گفت: اگر دقت كنيد و مصاحبههاي آقاي موسوي را در تعطيلات عيد و قبل از آن بررسي كنيد ميبينيد كه در مورد اين موضوع آقاي موسوي به صراحت اظهارنظر كرده است. آقاي موسوي زياد حرف نميزند و خاليبند نيست. صادقانه به مردم گفته است كه من نگران نظاميگري در كشور هستم. ممكن است من هم نگران باشم اما شرايط ما با آقاي موسوي فرق ميكند. اين فرد در حال حاضر بهتر ميتواند ما را از شرايط فعلي كشور نجات دهد.
جلاييپور گفت: يكي از راههاي تقويت توسعه سياسي اين است كه نيرويي كه در جبهه بوده و با آن خودش را هويتيابي ميكند حزب تشكيل دهد. آقاي رضايي كه الان لباس نظامي خود را درآورده است و وارد عرصهي سياسي شده، بسيار خوب است. اگر آنها كه به واقع در اين حوزهها سابقه دارند بيايند و اگر آنها كه ايثار و مقاومت كردهاند حزب تشكيل ميدادند برخي افراد ديگر وسط نميآمدند.
وي دربارهي اينكه گفته شد مشاركت تابع آقاي خاتمي است، گفت: ما راي و تصميم خود را داريم. جلسات تشكيل ميشود و اركان حزب درباره مسائل حزب تصميمگيري ميكند. آقاي خاتمي كانديداي اجماعي ما بوده است. بحث تبعيت از آقاي خاتمي نيست، برچسب تبعيت به ما نميچسبد.
يكي از دانشجويان نيز پرسيد با توجه به تند بودن مواضع آقاي كروبي، آيا امكان اجراي آنها در شرايط كشور عملي است؟ عبدي پاسخ داد: اعتقاد به تند بودن شعارها ندارم. شايد اگر كسي بيرون سيستم اين مسائل را مطرح كند تند تلقي شود. آقاي كروبي داخل سيستم است. در ميان كساني كه از فيلتر شوراي نگهبان رد ميشوند چيز تند معنا ندارد.
عبدي ادامه داد: سه گروه شعار در مورد ايدههاي آقاي كروبي وجود دارد؛ بخشي صرفا در دست دولت است، برنامههاي آن مشخص است و بحثهاي آن انجام شده است. بخشي تعامل ميان دولت و دستگاههاي ديگر است. مثلا اعدام كودكان زير 18 سال كه آقاي كروبي گفته مخالف آن است، اما در اختيار ايشان نيست و هيچ وقت هم نگفته است كه از بين ميبرم. گشت ارشاد را هم كسي نميتواند از بين ببرد چون در اختيار رييسجمهور نيست. آنچه كه گفته ميشود اين است كه شما هم دوست داريد كه رييسجمهور با اين موارد مخالف باشد اما اگر مخالف باشد ابزارش را دارد تا اين تيغ را كند نمايد؟ اما شعارهايي كه در حوزهي اختيارات دولت نيست تضمين اجرايي ندارد و ما دنبال تضمين نيستيم. ما دنبال اين هستيم كه كسي بيايد كه راه براي كار فراهم شود تا فضا را باز كند. خود شما هم اگر در دانشگاه فعاليت داشته باشيد ميتوانيد زمينهاي ايجاد كنيد كه اعدام كودكان زير 18 سال متوقف شود و در اين حوزه موثر باشيد.
عبدي تاكيد كرد: آقاي كروبي اين ويژگي را دارد كه وقتي حرفي را ميزند تا آخر پاي آن ميايستد.
|